یک فنجان شعر

✌️🍭 ما گر زسر بریده می ترسیدیـــم  در محفل عاشقان نمی رقصیدیم

آمده بودم

Samaneh
یک فنجان شعر ✌️🍭 ما گر زسر بریده می ترسیدیـــم  در محفل عاشقان نمی رقصیدیم

آمده بودم

آمده بودم تو را پیدا کنم سبزآبی کبود کار دیگری در این دنیا نداشتم مگر نه این که سال ها ستاره رصد می کنند عمر و جان شان را میگذارند و ستاره ای می شود خیال کن ستاره ی من نیستی نفس بکش سوسو بزن بخند و باش من که میدانم ستاره منی

#عباس_معروفی

#یک_فنجان_شعر


برچسب‌ها: عباس_معروفی

تاريخ : دوشنبه یازدهم دی ۱۴۰۲ | 12:21 | نویسنده : Samaneh |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.