تو را دوست دارم ولی رو نکردم
فقط شعر گفتم، هیاهو نکردم
نگفتم، که روزی که گفتم بگویی:
« کفِ دست خود را که من بو نکردم!»
ضمیر مخاطب برایم «تو» بودی
به غیر از تو، من قصدی از «او» نکردم
سرم با تو چرخید هر سو که رفتی
دلم را به غیر تو همسو نکردم
به پیش حسودان تو اعتنایی
به یاوهسراییِ بدگو نکردم
خودت را، خودت را... تو را دوست دارم
تو را دوست دارم، ولی رو نکردم
#قیصر_امین_پور
#یک_فنجان_شعر
برچسبها: قیصر_امین_پور
. فقط یک عصر جمعه میتواند
زنی را مجبور کند پرده ها را بکشد
شمعدانیهایش را تنها بگذارد وبعد ...
روی مبل لَم بدهد
یک استکان چای خودش را مهمان کند
روی تخت خودش را بغل کند
و برای تنهاییِ شمعدانی هایش گریه کند
#ثریا_قنبری_ساده
#یک_فنجان_شعر
برچسبها: ثریا_قنبری
کفشی رها شدهام در باغ تنها، خموش، بیکس و آواره روزی
عزیزِ قلبِ کسی بودم روزی از اشتیاقِ حضور من؛ پایی امیدِ
خوب دویدن داشت با من دوید و رسید و موفق شد اما گلایه
نیست که فرسودم...
#نرگس_صرافیان_طوفان
#یک_فنجان_شعر
برچسبها: نرگس_صرافیان_طوفان
زمانی با تكهای نان سیر میشدم و با لبخندی به خانه میرفتم
اتوبوسهای انبوه از مسافر را دوست داشتم انتظار نداشتم
كسی به من در آفتاب صندلي تعارف كند در انتظار گل سرخی
بودم
#احمدرضا_احمدی
#یک_فنجان_شعر
برچسبها: احمدرضا_احمدی
چشمهای وحشیات را دوست دارم دریده که مرا مینگرے دوست دارم همچون گرگی گرسنه به تو حملهور شوم لبهایت را بمکم لباسهایت را بدرم و آرام آرام در حصار بازوانت جای بگیرم ؛ آرام آرام شروع به پیش روی کنم و با زبانم طعم جای جایت را بچشم ؛ دوست دارم رانهایت را در من قفل کنی و مرا با شراب چشمانت در آغوش کشی انقدر مست شوم که در تو هضم گردم و اندام برهنهمان پیچ و تاب بخورد و در هم تنیده شویم ..!!
#امیرعباس_خالقوردی
#یک_فنجان_شعر
برچسبها: امیرعباس_خالقوردی
آمده بودم تو را پیدا کنم سبزآبی کبود کار دیگری در این دنیا نداشتم مگر نه این که سال ها ستاره رصد می کنند عمر و جان شان را میگذارند و ستاره ای می شود خیال کن ستاره ی من نیستی نفس بکش سوسو بزن بخند و باش من که میدانم ستاره منی
#عباس_معروفی
#یک_فنجان_شعر
برچسبها: عباس_معروفی
این که می گویند دلگیر نباش خدا بزرگ است دلتنگی را بزرگ کرده اند غصه ها یکی پس از دیگری می آیند با موهایت وَر می روند نبض ات را می گیرند و درست مابینِ آمد و شدِ خون به مویرگ جایی برای خود باز می کنند می خواهم جایی بیشتر برایت باز کنم کنارِ خودی ترین شکلم کنارِ تَرَک های دستم وقتی غصه می خورم وقتی مشغولِ کارم تو بزرگترین مشکلِ منی وقتی می خواهم به بودن ات فکر کنم در من بزرگ شده ای مثلِ خرافه ای در روستا مثلِ شایعه ای در شرق, فقر در افریقا در من بزرگ تر شده ای مثلِ دختری که تازه سینه در آورده است و مادرش پر از دلشوره ست! نمی دانم با چشم هایت چه کنم با دست هایت و موهایی که بادهای گرسنه ی شرق و غرب را تا پنجره ی خانه ام کشانده است
#بهرنگ_قاسمی
#یک_فنجان_شعر
برچسبها: بهرنگ_قاسمی
🎈 امروز هم کسی اگر صدایم کرد بگو خانه نیست بگو رفته است شمال میخواهم به جنوب بیندیشم میخواهم به آن پرندهی خیس، به آن پرندهی خسته ... به خودم بیندیشم ...! گاهی اوقات مجبورم حقیقتی را پس گریههای بیوقفهام پنهان کنم همین خوب است ... همین خوب است! 🦋✍🏻
#علی_صالحی
#یک_فنجان_شعر
برچسبها: علی_صالحی
" آغوش تُ "
جان می دهد برای جان دادن بغل وا کن آماده ام
برایت بمیرم..
#امیرعباس_خالقوردی
#یک_فنجان_شعر
برچسبها: امیرعباس_خالقوردی
میروم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
بخدا میبرم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
میبرم، تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه
#فروغ_فرخزاد
#یک_فنجان_شعر
برچسبها: فروغ_فرخزاد



